bookmark

معنی زيك

زيك

بالكسر و كاف پارسى رشته كه بآن طرح عمارت كند و نيز علمى كه تقويم از آن استخراج نمايند فردوسى كفته برفتند بازيكها بر كنار بپرسيد شاه از يل اسفنديار و زيچ معرب زيك است و نيز نام مرغيست كوچكتر از كنجشك كه زير هر دو بال او سرخ است و چون راء و سين در پارسى بيكديكر تبديل‌پذيرند زيج را سيج توان كفت چنانكه در مخاطبه با كردون كفته‌ام الا يا كهن كنبد كرد كرد نوردى جهان را و خود بى‌نورد بسيجت بسيجيد دانا برنج سخن كرد از كر دشت سيج سنج و در فرهنك جهانكيرى كفته كه نام طايفه‌ايست از كردان كه در كوهكيلويۀ فارس مى‌باشند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص444)
sourceLink

قطرۀ او.
(
فرهنگ قواس
, ص19)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.