bookmark

معنای يخچه

يخچه

بالفتح،تگرك.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1522)
sourceLink

به فتح اول و جيم فارسى و سكون ثانى ژاله و تگرگ را گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص973)
sourceLink

بفتح اول و جيم پارسى ژاله و تكرك را كويند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص762)
sourceLink

- [بفتح ياء و جيم فارسى و سكون خاى معجمه] تگرگ باشد [2]. مثالش بدر الدين شاشى گويد: [بيت] در عنبر تو لاله، در بسد تو لؤلؤ در غنچۀ تو نسرين، در يخچۀ تو آذر و هم او [3] فرمايد: بيت آن پستۀ خندان نگر، وان چشمۀ حيوان نگر وان يخچه‌ها پنهان نگر، در آتش جان پرورش
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1567)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]ژاله و تگرك.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص4003)
sourceLink

(اسم مصغر) يخ كوچك. ¦¦ژاله. تگرگ. ¦¦مجازاً، دندان معشوق.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3206)
sourceLink

تگرگ را گويند.رودكى گفت: يخچه مى‌باريد از ابر سياه#چون ستاره بر زمين از آسمان.
(
لغت فرس
, ص17)
sourceLink

ژاله باشد. يخچه را شاعرى گفته است: يخچه با ريد و پاى من بفسرد #ورغ بربند يخچه را ز فلك.
(
فرهنگ قواس
, ص20)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.