تَرَاطَمَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفاعل
bookmark

معنای تَرَاطَمَ

تَرَاطَمَ

تراكمَ.
(
المعجم الوسيط
, ص352)
sourceLink

تَكَلّمَ بِالعَجمِيَّةِ‌
(
دستور اللغة
, ص379)
sourceLink

شاهد معنایی تَرَاطَمَ

قد ترى-يا ربّ-ما قد تراطم فيه أهل ولايتك

ارتطم أي وقع فيه و ارتبك و نشب(النهاية).
(
غریب الحدیث في بحار الأنوار
, ص322)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.