حَثْرَمَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای حَثْرَمَ

حَثْرمَت الشَّفَةُ

غَلُظَتْ‌.
(
المعجم الوسيط
, ص156)
sourceLink

مداخل هم ریشه حَثْرَمَ

هذه منحوتةٌ‌ من «حَثَم» و «ثرم». فحثم من الجمع؛ و ثَرَم من أن ينثرم الشىء.(معجم مقاییس اللغة , ج2 , ص145)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.