السّاحِج

اسم فاعل ثلاثی مجرد باب فعَل یفعَل
bookmark

معنای السّاحِج

ساحِج

الَّذي يحُكّ‌ ليقشر أو يصقل:«مَسْحوقٌ‌ ساحج»،«حجر الخُفَّانِ‌ ساحجٌ‌»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص651)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.