خَسَّسَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای خَسَّسَ

خَسَّسَ

قلَّل:«خَسَّسَ‌ نصيبَ‌ فلان»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص384)
sourceLink

خَسَّسَه

كم كردن،تقليل دادن(چيزى را)، كاستن(از چيزى).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص164)
sourceLink

خَسَّسَ نَصِيبَه

سهم او را كم و ناچيز كرد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص362)
sourceLink

مثل خَسَّهُ (مح).
(
أقرب الموارد
, ج2 , ص50)
sourceLink

قَلَّلَه.
(
المعجم الوسيط
, ص234)
sourceLink

جعلهُ دنيًّا حقيراً
(
المنجد فی اللغة
, ص178)
sourceLink

مداخل هم ریشه خَسَّسَ

الخاء و السين أصلان:أحدهما حقارة الشىء،و الآخر تداوُلُ‌ الشىء.(معجم مقاییس اللغة , ج2 , ص151)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.