تَوَاصَمَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفاعل
bookmark

معنای تَوَاصَمَ

تَواصَمُوا تَواصُما

عاب بعضهم بعضاً [(فغ) عن فاكهة الخلفاء على ان فريتغ قد اخطأ في تفسيره].
(
أقرب الموارد
, ج5 , ص780)
sourceLink

تَوَاصَمَ القومُ

آن قوم بر يكديگر عيب‌جوئى كردند.
(
فرهنگ ابجدی
, ص271)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.