اِمْذَلَّ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب افعلال
bookmark

معنای اِمْذَلَّ

امْذَلَّ

فتر و استرخى
(
المنجد فی اللغة
, ص753)
sourceLink

آن مرد سست و بيحال شد
(
فرهنگ ابجدی
, ص130)
sourceLink

اِمْذَلَّت رجلُهُ اِمذلالا

خدرت و عبارة الاساس «و اِمْذَلَّت مفاصلهُ اِمْذِلالاً فترت»
(
أقرب الموارد
, ج5 , ص180)
sourceLink

امْذَلَّتْ مَفَاصِلُه

فَتَرَتْ
(
المحیط في اللغة
, ج10 , ص84)
sourceLink

اِمْذَلَّ وَ اِمْذالَّ‌

اسْتَرْخَى
(
دستور اللغة
, ص746)
sourceLink

امْذَلَّت رِجْلُهُ

خدرت
(
المنجد فی اللغة
, ص753)
sourceLink

پاى او بى حس و حركت شد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص130)
sourceLink

اِمْذَلَّ الرجلُ

فتر و استرخى.
(
أقرب الموارد
, ج5 , ص180)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.