القَصَّاصُ قصه گو و داستان سرا ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
؛ كسى كه حرفۀ او چيدن كُركهاى شتر و مانند آن باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص696) 
الذي يقرأُ القِصَص في مجتمعات الناس ليأخذ الجباية منهم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص631) 
الذي يقراُ القِصَص في مجتمعات الناس ليأْخذ الجباية منهم ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الذي يجعل قصَّ اوبار الجمال و نحو ذلك صناعةً لهُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج4 , ص353) 
راوي القِصَص، قصصيّ،قاصّ:«إنَّه قصَّاص بارِع» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
كاتب قِصّة:«هُو من كبار القصّاصين» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مَن يَقْرأ القِصَص في مُجْتمعات النَّاس ليأخُذ الجباية منهم ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
قاطِع:«قصَّاص خَشَب» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مَن يَقصّ،جزَّاز:«قَصَّاص صُوف غَنَم» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1160) 
القاصُّ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص740) 
پشمچين؛دنبالكننده، جوينده،سراغگير؛رماننويس،داستاننويس؛ قصهگو،نقال. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص543) 
لغة في القَصّ اسم كالجيَّار 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج7 , ص77) 
لُغَةٌ في القَصِّ ، اسمٌ كالجَيَّارِ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج9 , ص339) 