ترن بفتحتين،گل نسرين،و بعضى بمعنى دشت و بيابان گفتهاند،چنانكه در فرهنگ گفته. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص424) 
بر وزن چمن گل نسرين و نسترن باشد و به معنى دشت و بيابان هم آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص238) 
- [بوزن پرن] نسرين باشد كه نسترن نيز گويند . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص319) 
بر وزن چمن در جهانكيرى و رشيدى بمعنى كل نسرين آوردهاند و ظن فقير آنست كه مخفف نسترن باشد و بعضى بمعنى دشت و بيابان نوشتهاند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص266) 
[اسم] [فارسی] گل نسرين و نسترن. و دشت و بيابان. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[اسم] [فارسی] - مأخوذ از فرانسه - قطار راه آهن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص859) 
(اسم) گل نسرين و نسترن باشد. نام گلى است منسوب به رخ خوبان و شاهدان. نسترون. نسترن. نسرين. ¦¦در بعضى فرهنگها به معنى دشت و بيابان هم آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص732) 
نسرين را گويند.رودكى گويد: از گيسوى او نسيمك مشك آيد#وز زلفك او نسيم نسترون. نسترن را امير معزى گفته است: اى برشكسته سنبل مشكين بنسترن#ماه غزل سراى من اى سروسيم تن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص44) 
ترن [اسم] [عربی] درن و نجاست و كثافت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص859) 