كرته بالكسر،علفى كه از ان جاروب سازند،و درختى است خورد،كه خار بسيار دارد،و شتر خوار نيز گويند،و بالفتح،قطعۀ زمين زراعت كرده،و بالضم،پيراهن و نيم تنه،قرطق معرب آن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1115) 
بكسر كاف خارى باشد كه آن را«اشترخوار» خوانند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص286) 
[اسم][فارسی]بوتهاى كوچك خاردار كه اشتر خار نيز گويند.و گياهى كه از آن جاروب سازند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2780) 
(اسم) علفى كه از آن جاروب سازند. ¦¦گياهى پرخار و درشت. اشترخار. درخت كوچك خاردار. درخت خار شترخوار. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2260) 
خارى بود،اشترخوار خوانندش.عبد الله عارضى گفت: راه بردنش را قياسى نيست#ورچه اندر ميانِ كرته و خار. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص175) 
اشترخار عارضى .گفته است: راه بردنش را قياسى نيست#گرچه اندر ميان كرته و خار 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص57) 
كرتۀ دشتى كرتۀ مريم. گياهى است خوشبوى و آن را به عربى اِذخِر گويند. گورگياه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2260) 
گياهى خوشبوى كه بتازى اذخر نامند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2780) 
به كسر اول گياهى باشد خوشبوى و آن را به عربى اذخر گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص717) 