bookmark

معنی سلاله

سلالة

[اسم‏][عربی‏]آنچه بيرون كشيده شود از چيزى.و فرزند.و آب پشت مردم و نطفه. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏]-مأخوذ از تازى- خلاصۀ هر چيزى و برگزيدۀ آن.و فرزند و بچه و نسل و اولاد.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1920)
sourceLink

سلاله

(از عربى ، اسم) سلالة. آنچه بيرون كشيده شود از چيزى. ¦¦مجازاً، خلاصه. برگزيده. خلاصۀ هرچيز. ¦¦نطفه. آب پشت مردم. ¦¦فرزند. بچه و طفل صغير. ¦¦نسل.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1703)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.