تَقَرْقَسَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای تَقَرْقَسَ

تَقَرْقَسَ الرَّجُلُ

إذا طَرَحَ‌ نَفْسَه و تَماوَتَ‌
(
المحیط في اللغة
, ج5 , ص287)
sourceLink

طرح نفسهُ و تمادى (التاج).
(
أقرب الموارد
, ج4 , ص468)
sourceLink

إِذا طَرَح نَفْسَه و تَمَاوَت، نقله الصّاغانيُّ .
(
تاج العروس
, ج8 , ص413)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.