bookmark

معنی كافورى

كافورى

بابونه كه بتازى اقحوان گويند.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1083)
sourceLink

بر وزن لاهورى رستنى باشد كه آن را بابونه گويند و به عربى اقحوان خوانند و نوعى از گل بابونه هم هست كه آن را گل گاو چشم مى‌گويند و عربان عين البقر مى‌نامند آن را خشك كرده بسايند و با سكنجبين بياشامند اسهال بلغم كند و بوييدن آن خواب آورد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص701)
sourceLink

- در نسخۀ ميرزا سبزه‌ايست كه آن را بابونه نيز گويند و بتازيش اقحوان گويند [1].
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1170)
sourceLink

(صفت نسبى ، اسم) منسوب به كافور كه نوعى عطر است. ¦¦فروشندۀ كافور. ¦¦هرچيز خالص و صاف بسيار سفيد. ¦¦سفيدگون. به رنگ سفيد. ¦¦ (اسم) رستنيى كه آن را بابونه گويند و به عربى اقحوان خوانند. كافوريهودى. كافوريه. ريحانالكافور. ¦¦نوعى از گل بابونه كه آن را گل گاوچشم گويند. - شمع كافورى.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2224)
sourceLink

[صفت‏][فارسی‏]هر چيز خالص و صاف و بسيار سپيد. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏]اقحوان و بابونۀ گاو چشم.و لقب خواجه‌سرائى.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2746)
sourceLink

اقحوان
(
فرهنگ قواس
, ص45)
sourceLink

ضرب المثل كافورى

ابلهى كو روز روشن شمع كافورى نهد زود باشد كش دگر روغن نماند در چراغ

سعدى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص37)
sourceLink

به جاى شمع كافورى چراغ نفت مى‌سوزد

در مورد جانشين بد و نالايق آدم خوب و لايق گويند.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص163)
sourceLink

بجاى شمع كافورى چراغ پيه ميسوزد

(
فرهنگ عوام
, ص91)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.