اِسْتَنْكَثَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب استفعال
bookmark

معنای اِسْتَنْكَثَ

اِسْتَنْكَثَ

نقض شدن،شكسته شدن(عهد،پيمان).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص713)
sourceLink

مداخل هم ریشه اِسْتَنْكَثَ

النون و الكاف و الثاء أصلٌ‌ صحيح يدلُّ‌ على نقض شيء.(معجم مقاییس اللغة , ج5 , ص475)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.