غَلَظَ الشيءُ غَلْظَة و غِلاَظَة الشيءُ (ض) (ر) غَلْظَةً بالتثليث و غِلاَظَةً و غِلَظاً: خلاف دقَّ و رقَّ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج4 , ص57) 
غَلَظَتِ السُّنْبُلَة غَلَظت السنبلة،و استغلظت :خرج فيها القمح 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج5 , ص478) 
غَلَظَ صوتُ الشّابّ خلاف رَقَّ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص546) 
غَلَظَ الشى ءُ غِلَظًا، و غِلْظَةً:خلاف رَقَّ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص658) 
غَلَظَ على با درشتى(خشونت)رفتار كردن،با بيرحمى (سنگدلى)رفتار كردن(با كسى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص486) 
غَلَظَ آن چيز سخت و ستبر شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص644) 
خلاف دَقَّ او رَقَّ او لان،فهو غَلِيظ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص557) 
(غِلَظ ، غِلْظَة ،غِلاظَة ):درشت بودن،خشن بودن،كلفت بودن،سخت بودن(يا شدن)؛غليظ شدن(مايع،خمير...). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص486) 