bookmark

معنای ايبد

ايبد [ aybad ]

با باى ابجد بر وزن سرمد شراره و سرشك آتش را گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص104)
sourceLink

- [بفتح همزه و باى تازى و سكون ياى حطى] شرر آتش باشد. كذا فى المؤيد.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص34)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]شرارۀ آتش. ¦¦
[اسم‏][عربی‏]رستنى و گياهى.
(
فرهنگ نفیسی
, ص470)
sourceLink

سرشك آتش.
(
فرهنگ قواس
, ص19)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.