فدرونك [ fadrunak ]بفتح فا و نون و ضم راى مهمله،سنگى كه بر كنگرۀ حصار نهند، بجهة مدافعت خصم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1024) 
با راى قرشت و نون بر وزن زنبورك سكنى را گويند كه بر كنگرههاى قلعه و حصار گذارند تا چون دشمن به پاى حصار آيد بر سرش اندازند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص648) 
- [بفتح فاء و نون و سكون دال و واو و ضم راء] سنگى كه بر كنگرۀ حصار نهند مدافعه را و كيفر نيز گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص976) 
بفتح فاء و نون و ضمّ راى مهمله سنكى كه براى دفع دشمن ببالاى كنكره حصار كذارند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص539) 
[اسم][فارسی]سنگى كه بر كنگرههاى قلعه و حصار گذارند تا چون دشمن بپاى ديوار آيد بر سرش اندازند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2525) 
مترس . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص175) 