bookmark

معنای تفسه

تفسه [ tafse ] [ tofse ]

بالضم و سين مهمله،سياهيى كه بسبب زيادتى سودا بر بشره پديد آيد.
(
فرهنگ رشیدی
, ص435)
sourceLink

- [بضم تا و سكون فاء و فتح سين مهمله] همان تاسۀ مسطور باشد. كذا فى الشرفنامه و در فرهنگ بمعنى سياهى باشد كه بسبب سودا بر روى پيدا شود.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص337)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] كلف و سياهى و داغى كه بر بشره و اندام مردمى باشد. و ماه گرفته را نيز گويند. و اندوه. و بى‌قرارى دل و ميل و خواهش بهر چيز چنانكه در زنان آبستن مى‌باشد.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص925)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.