bookmark

معنای بنوان

بنوان [ banvān ] [ bonvān ]

به فتح اول بر وزن دربان نگهدارندۀ زراعت و نگاهبان خرمن را گويند و به ضم اول هم آمده است و نگاهدارندۀ اسباب و اموال را نيز گفته‌اند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص163)
sourceLink

- [بعد از باء نون. بوزن دزدان ] در نسخۀ ميرزا بمعنى نگاهبان خرمن باشد و در فرهنگ بوزن خندان آورده و گفته كه بن [بفتح باء] خرمن باشد.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص177)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏] سر كار كشت و زراعت.
(
فرهنگ نفیسی
, ص652)
sourceLink

خرمن بان.
(
فرهنگ قواس
, ص56)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.