كوف بالضم،بوم كه بنحوست مشهور است،و لهذا بوم بزرگ را خركوف گويند،ابن يمين گويد: بيت نشاند بىهنر انرا بجاى اهل هنر نديد هيچ تفاوت ز كوف تا به هماى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1234) 
بر وزن صوف پرندهاى است به نحوست مشهور كه آن را بوم و جغد نيز گويند و آن دو قسم مىباشد كوچك و بزرگ كوچك را جغد و بزرگ را بوم خوانند و شانه جولاهگان را نيز گفتهاند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص760) 
بوزن صوف بضم كاف بمعنى بوم است كه بنحوست معروفست و بزرك آن را خركوف كويند ابن يمين كفته نشاند پهزانرا بجاى اهل هنر نديد هيچ تفاوت ز كوف تا بهماى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص610) 
- مرغ بزرگ چشم فراخ * باشد كه بعربى بوم [2] گويند. مثالش شمس فخرى گويد: بيت جمال ملك و دين كاندر ديارش ندارد هيچ مأوا و مقر كوف و شانۀ جولاهه را نيز گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1075) 
و جغد و بوم همه يك معنى دارد.فرخى گفت: بيت چون درو عصيان و خذلان تو شاها راه يافت كاخها شد جاى كوف و باغها شد جاى خاد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص170) 
(اسم) بوم. چغد. ←جغد. ¦¦شانۀ جولاهگان. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2364) 
[اسم][فارسی]بوم و جغد.و شانۀ جولاهگان. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2861) 
چغد را گويند.سوزنى گفته است: ز كوف و بوم پديدار شومتر صدره#ولى بطعنه و هيچل چنچ كوف هماى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص60) 