ترندك [ terendak ]به فتح اول و ثانى و رابع و سكون ثالث و كاف مرغكى است كه آن را در ماوراء النهر دختر صوفى گويند و عربان صعوه خوانند و به كسر اول و ثانى هم درست است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص239) 
- [به را و دال مهملتين و نون. بوزن سكندر] همان ترتك مرقوم . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص309) 
[اسم] [فارسی] يك نوع حيوان وحشى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص859) 
صعوه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص62) 
ترندك (اسم) ترند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص732) 
ترند و ترندك و ترندر هر سه بفتحتين و بعضى بكسرتين گفتهاند،و بعضى بفتح اول و كسر دوم،مرغيست كوچك،كه بعربى صعوه،و در ماور النهر دختر صوفى گويند،و بعضى گفته قسمى است از پرستو،و بعربى وصع حوانند،بفتح واو و سكون صاد و آخرش عين مهمله،كذا فى السامى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص419) 