كژار به ضم اول بر وزن دچار چينهدان مرغان باشد و به عربى حوصله گويندش و به اين معنى در فرهنگ جهانگيرى با كاف و زاى فارسى آمده است اللّه اعلم و به فتح اول به معنى پاره باشد كه از دريدن است و امر به اين معنى هم هست يعنى پاره كن. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص726) 
حوصله باشد خواه انسان خواه حيوان. بهرامى گفت: بيت بيفكنى خورش پاك را ز بىاصلى بياگنى ز پليدى چو ماكيان تو كژار 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص113) 
- [به زاى فارسى بوزن بخار] يعنى چينهدان مرغان. مثالش شمس فخرى گويد: بيت چه طايريست همايون هماى همت تو كه هفت چرخ ورا دانهاى بود بكژار و - راى دوم - نيز فارسى باشد در فرهنگ [4]. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1053) 
(اسم) پاره. ¦¦ (فعل امر) (از كژاريدن) پاره كن. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2275) 
[اسم][فارسی]پاره و قطعۀ از هر چيز پاره كرده و دريده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2794) 
حوصلۀ مرغ را گويند. رودكى گفتهاست: نيفكنى خورش پاكرا ز بىاصلى بيا گنى ز پليدى چوماكيان تو كژار. ژاغر را نيز عنصرىگفته است: خورند از آنچهبماند ز من ملوك زمين تو از پليدى و مردارپر كنى ژاغر 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص64) 