bookmark

معنای شند

شند

بالفتح،منقار چرغ،فخرى گويد: بيت نكتهاى سپيد ازو زايد گر چه دايم سياه دارد شند
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص955)
sourceLink

به فتح اول بر وزن قند منقار مرغان را گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص585)
sourceLink

بالفتح منقار مرغان را كويند شمس فخرى كفته شعر نكته‌هاى سفيد از او زايد كرچه دايم سياه دارد شند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص517)
sourceLink

منقار مرغ باشد .عماره گفت: بيت مرغ سفيد شند شد امروز ناودان كز آب زير ميغ شد آن مرغ سرخ شند
(
صحاح الفرس
, ص80)
sourceLink

- [بوزن قند] منقار مرغان را گويند مثالش شمس فخرى گويد: بيت كلك من زند خوان باغ ثناست كه ورا مدح شاه باشد زند نكته‌هاى سپيد ازو زايد گرچه دايم سياه دارد شند
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص842)
sourceLink

(اسم) منقار. نوك. ¦¦مرغى است دانهخوار كوچكتر از كلاغ، با منقار و پاهاى سرخ و گوشت خوردنى كه در زمستان در نواحى البرز بسيار است.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1844)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]منقار مرغ.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص2086)
sourceLink

در ددان استعمال كنند و كلفت و شند جز مرغرا نگويند.عماره گفت: مرغ سپيد شند شد امروز ناودان#اكنونكه زيب مَرغ شد آن مرغ سرخ شند.
(
لغت فرس
, ص40)
sourceLink

نيز منقار.عماره گويد: مرغ سپيد شند شد امروز ناودان#كز آب زير ميغ شد آن مرغ سرخ شند.
(
فرهنگ قواس
, ص64)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.