bookmark

معنای شوميز

شوميز

شيار يعنى تخم‌ريزى،و زمين شوميز كرده يعنى شيار كرده،و شميز بحذف واو،نيز آمده،و شومز باسقاط يا،نيز گفته‌اند،و در فرهنگ و تحفه شوريز گفته،و در ادات شوميز بالضم،زمين شيار كرده،و بالفتح،بمعنى بزرگ،و شوميزيدن يعنى شيار كردن،و تخم ريختن.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص961)
sourceLink

با ثانى به واو رسيده و ثالث به تحتانى كشيده و به زاى نقطه‌دار زده به معنى شومز است و آن زمينى باشد كه به جهت زراعت كردن مستعد و آماده كرده باشند و به معنى شيار هم آمده است چنانكه گويند زمين شوميز كرده يعنى زمين شيار كرده و به جاى زاى نقطه‌دار راى بى‌نقطه هم به نظر آمده است و بر وزن مهميز كه به فتح اول باشد زارع و زراعت كننده و برزيگر را گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص590)
sourceLink

با ثانى بواو رسيده زمينى باشد كه بجهة شيار و تخم‌ريزى درست كرده باشند و آن زمين را شوميز كرده كويند يعنى شيار كرده و آن را شميز و شومز بحذف واو و اسقاط ياء نيز كفته‌اند و در جهانكيرى و تحفة الاحباب شوريز كفته‌اند و در ادات شوميز بضم بمعنى معرّب آن آورده و در برهان كفته بمعنى برزيكر و زراعت‌كننده آمده شوميزيدن يعنى شيار و زراعت كردن
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص520)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]زارع و برزيگر. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏]زمين شيار كرده و آماده شدۀ براى زراعت.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص2099)
sourceLink

(اسم) شميز. شومز. شونيز. زمينى كه به جهت زراعت كردن مستعد و آماده كرده باشند. شميز. ¦¦
(صفت ، اسم) زارع. برزگر.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1853)
sourceLink

شديار
(
فرهنگ قواس
, ص54)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.