bookmark

معنای شيشك

شيشك

بر وزن ميخك به معنى شيشاك است كه گوسفند يكساله و رباب چهار تاره باشد و نام مرغى هم هست كه آن را تيهو خوانند و به معنى عكه هم به نظر آمده است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص597)
sourceLink

برّه ششماهه را كويند مولوى كفته كرك اغلب آنكهى كيرا بود كز رمه شيشك بخود شهارود هم او كفته اى منت آورده منت مى‌برم زانكه منم شير و تو شيشاك من و شيشك بكسر هر دو شين و سكون ياى تيهو را كويند و آن را شيشاك و شيشو نيز كفته‌اند حكيم سنائى كفته اين شيشككان شاد ازين سنك بدان سنك پوينده و مانند مران پيك دوان را و آن را شوشك نيز كويند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص526)
sourceLink

- معروف و نيز نام مرغيست كه او را تيهو نيز گويند كذا فى الادات. مثال معنى اول مولوى مثنوى گويد: بيت گرگ اغلب آنگهى گيرا بود كز رمه شيشك بخود تنها رود و شيشاك باضافۀ الف نيز آمده چنانكه هم او فرمايد: شعر خشم سگساران رها كن خشم از شيران ببين خشم از شيران چو ديدى سر بنه شيشاك شو هم او فرمايد23: بيت اى منت آورده منت مى‌برم زانكه منم شير و تو شيشاك من و در فرهنگ هر دو لغت را بمعنى رباب چهار تار نيز آورده.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص866)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]شيشاك و گوسپند يك ساله.و رباب چهار تار.و تيهو و عكه.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص2113)
sourceLink

(اسم) ←شيشاك. ¦¦تيهو.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1873)
sourceLink

تيهو
(
فرهنگ قواس
, ص61)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.