bookmark

معنای شجام

شجام

(اسم) سجام. سرماى سختى كه درختان را بخشكاند. شخته. شجد. شجن. سرماى سخت.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1785)
sourceLink

شجام [ cejām ]

بالفتح،سرماى سخت كه درختان را بخشكاند،فخرى گويد: بيت در پناهش مضرتى نرسد شاخهاى برهنه را ز شجام
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص925)
sourceLink

به فتح اول بر وزن سلام و به كسر اول هم گفته‌اند سرماى سختى باشد كه درختان را بخشكاند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص565)
sourceLink

- [بجيم تازى. بوزن طعام] سرماى سخت كه درختكان را بخشكاند. شمس فخرى گويد: بيت در پناهش مضرتى نرسد شاخهاى برهنه را ز شجام و استاد دقيقى نيز گويد : [بيت] سپاهى كه نوروز گرد آوريد همه نيست كردش ز ناگه شجام
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص876)
sourceLink

سرماى سخت باشد.دقيقى گفت: بيت سپاهى كه نوروز گرد آوريد همه نيست كردش بناگه شجام
(
صحاح الفرس
, ص223)
sourceLink

بفتح اوّل بر وزن سلام سرماى بسيار سخت كه درختان را بخشكاند شمس فخرى در معيار جمالى كفته شعر در پناهش مضرّتى نرسد شاخهاى برهنه راز شجام فردوسى كفته شعر سپاهى كه نوروز كرد آوريد شجامش بيك‌دم فروخوابنيد و بر اين قياس شجد و شجايد و شجيد و شجائيده دقيقى كفته شعر خاك دريا شود بسوزد آب بفسرد آفتاب و بشجايد شجائيدن مصدر آن
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص505)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏] سرماى بسيار سخت.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص2013)
sourceLink

سرماى سخت بود.دقيقى گفت: سپاهى كه نوروز گرد آوريد#همه نيست كردش ز ناگه شجام .
(
لغت فرس
, ص133)
sourceLink

آفت سرما باشد كه بميوه رسد. دقيقى گفته است. سپاهى كه نوروز گرد آوريد#همه نيست كردش بنا گه شجام.
(
فرهنگ قواس
, ص21)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.