bookmark

معنای زمنج

زمنج [ zemenj ]

بكسر زا و ضم ميم و سكون نون،مرغيست سياه اندكى از زغن بزرگتر،و بعربى زمج بضم زا و فتح ميم مشدد،و در سامى گويد:مرغيست از جنس عقاب ليكن خوردتر از عقاب،و رنگش بسرخى مايل،و بناخنها صيد كند،و بمردم الفت نگيرد،و بفارسى دو برادر گويند،زيرا كه از صيد چون عاجز شود اعانت بيار خود برد،و صاحب صحاح ده برادر گفته،و سهو كرده چنانكه صاحب قاموس بدان تصريح نموده.
(
فرهنگ رشیدی
, ص790)
sourceLink

به كسر اول و ثانى مضموم به نون و جيم‌زده مرغى باشد از جنس عقاب و رنگش به سرخى مايل بود و بعضى گويند مرغى است سياه و از غليواج بزرگتر و آن را دو برادران خوانند و بعضى گويند جانوريست شكارى به غايت پاكيزه منظر از جنس چرغ و آنچه رنگش به سرخى زند بهتر است و آنچه در صحرا تولك و كريز كرده باشد يعنى پرهاى خود را ريخته باشد به كارى نيايد و آن را به عربى رمج خوانند و بعضى ديگر گفته‌اند كه هماى است و آن را استخوان رند مى‌گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص461)
sourceLink

- [بكسر زاء و ضم ميم و سكون نون] مرغيست از جنس عقاب و رنگ سرخ دارد و آن را بعربى زمج گويند بضم زاى معجمه و فتح ميم مشدد . كذا فى السامى، اما در ادات گويد مرغيست سياه از غليواژ اندكى بزرگتر كه او را دو برادران نيز گويند و در حاشيۀ سامى مسطور است كه: «هو طائر دون العقاب و فى لونه حمرة يصيد الفواخت و لا يألف الناس و يقال بالفارسية «دو برادر» لانه اذا عجزت عن صيد اعانه اخوه» . و بعضى گويند عقابيست لطيف جثه و بغايت قوى و زننده .
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص655)
sourceLink

- [بكسر زاء و سكون ميم] همان زمچ كه گذشت در جيم تازى . كذا فى الادات.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص658)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏] پرندۀ گوشت‌خوار كه دو برادران و بتازى زمج( zommaj )گويند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1775)
sourceLink

جانوريست و او را هماى نيز گويند.
(
فرهنگ قواس
, ص59)
sourceLink

زمنج

(اسم) مرغى از جنس عقاب و رنگش به سرخى مايل. بعضى گويند مرغى است سياه و از غليواج بزرگتر و آن را دوبرادران خوانند. زُمَّج.
(
لغت نامه دهخدا
, ص1580)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.