دارا دارندۀ چيزى،و نام پسر داراب،و او را داراى اصغر،و پدرش را داراى اكبر گويند،و در فرهنگ بمعنى دردى كه ته خم نشيند،عنصرى گويد: بيت ز مى گر نباشد ز دارا كشم اگر چند سلطان دارا و شم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص636) 
بر وزن خارا نام پادشاه مشهور است كه داراى اكبر باشد و او را داراب نيز گويند و او در زمان سكندر كشته شد و داراى اصغر پسر اوست و به معنى دارنده هم هست و اشاره به ذات بارى تعالى و كنايه از پادشاهان باشد و لاى و دردى را نيز گويند كه در ته خم نشيند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص365) 
نام پسر داراب است و بمعنى دارنده و غنى و لقب سلاطين بزرك و در جهانكيرى كفته دارا بمعنى درد ته خم است و اين بيت استاد عنصرى را شاهد آورده ز مى كر نباشد ز دارا كشم اكر چند سلطان دارا وشم و حال داراى بن داراب و منازعات او با اسكندر در تواريخ مسطور است و در ميان ايشان سه جنك بزرك واقع شده سرانجام دارا مغلوب شده بدست جابو سيار و ماهيار كه دو امير وى بودند كشته شد و ثروت و حشمت او از پادشاهان ايران بيشتر بود و در جام جم و ديكر كتب تواريخ آوردهاند كه با ششصد هزار كس بعزم تسخير يونان و هلاك اسكندر حركت كرده و كفتهاند از غايت ثروت خدمتكاران وى چنين بودهاند كه دويست و هفتاد و هفت نفر طبّاخ و بيست و نه نفر سفرهچى و هشتاد و هفت نفر ساقى و چهل نفر مجمرهدار و عودسوز و شصت و شش نفر خدمه مجلس بزم و خوان او بودند كه انواع رياحين و كلها در ظروف چيده در مجلس طعام و خوان او حاضر مىساختند و بعد از قتل او ايران بتصرف اسكندر درآمد و تا حدود لاهور و پنجاب بكشاد در مراجعت بشهر زور دركذشت و جسد او را باسكندريه نقل كردند و شعرا را در اين باب اشعار بسيار است باين يك بيت كه از اشعار شاهزاده والا تبار دولتشاه قاجار است اكتفا نمود كه فرموده يكدو روزى پيش و پس بود ارنه از دور سپهر بر سكندر نيز بكذشت آنچه بر دارا كذشت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص362) 
- پادشاه مشهور كه داراى اكبر باشد و داراب نيز گويند و داراى اصغر پسر اوست. و پادشاه مطلق و دارنده را نيز گويند. مثالش شيخ نظامى گويد: بيت بدان داور كه او داراى دهرست كه بىتو جان شيرينم چو زهرست و هم او گويد : بيت كه داراى دور آشكارا توئى سكندر چه دارد كه دارا نوئى و در تحفه بمعنى درد دن نيز آورده . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص503) 
[صفت] [فارسی] از نامهاى خداوند عالميان. و دارنده و متصرف و مالك. و نام پسر داراب از پادشاهان ايران كه واپسين سلسلۀ كيان و با اسكندر مقدونيهاى معاصر بوده. و نام پسر اين پادشاه. و شاهنشاه. و لاى و دردى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1447) 
(صفت فاعلی) دارنده. ¦¦خداوند. مالك. ¦¦در بردارنده. شامل: اين خانه داراى پنج اتاق است. ¦¦ثروتمند. مالدار. توانگر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص1222) 
دارنده باشد چنانكه نظامى گفته: داراى زمين و آسمان اوست#دارندۀ انس و جان اوست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص5) 