قَرْمَزَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای قَرْمَزَ

قَرْمَزَ

صَبَغ بالقِرْمِز: «قَرْمَزَ قُماشاً» ¦¦
لَوّن بلَوْن القِرمِز: «قَرْمَزت فتاة شَفَتَيْها»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1147)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.