تَشَعَّعَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای تَشَعَّعَ

تَشَعَّعَ

أَشَعّ‌:«تَشَعَّعَ‌ نُورُ»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص777)
sourceLink

پرتو افكندن،تشعشع كردن،تابيدن، درخشيدن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص332)
sourceLink

مداخل هم ریشه تَشَعَّعَ

الشين و العين فى المضاعف أصلٌ‌ واحد يدلُّ‌ على التفرُّق و الانتشار.(معجم مقاییس اللغة , ج3 , ص167)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.