تَخَنْدَقَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای تَخَنْدَقَ

تَخَنْدَقَ

تَحصَّن بخنادق:«تَخَنْدَقَتْ‌ قُوَّاتٌ‌» ¦¦
احتمى في خَنْدَق:«تَخَنْدَقَ‌ جُنْديّ‌»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص428)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.