تَدَحْدَحَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای تَدَحْدَحَ

تَدَحْدَحَ

تمايَل و تهادَى:«تَدَحْدَحَ‌ في مَشْيهِ‌ كالبَطَّة».
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص447)
sourceLink

اردك‌وار راه رفتن،تاتى كردن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص191)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.