نسترن بر وزن كرگدن به معنى نستردن است كه گل سفيد خوشبوى باشد و به معنى گلزار هم به نظر آمده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص900) 
و«نسترون»بواو و«نستردن»بدال غير معجم و«نسرين»همه يك نوع است(و گلى باشد خوشبوى) 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص254) 
[اسم][فارسی]گلى سپيد و بسيار خوشبوى و گل نسرين.و نام گلى سپيد رنك در هندوستان.و گلستان و گلزار.و نوعى از جامه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3703) 
(اسم) نستر. نسترون. نسرين. گلى است از انواع گل سرخ و به اندام كوچكتر از گل سرخ و در هر شاخه چندين گل با هم شكفد، به رنگهاى مختلف سفيد و صورتى و سرخ ديده مىشود. و بر چند نوع است: پنجبرگ و صدبرگ، و گل كوزه و گل مشكين و گل مشكيجه نيز گويند. گونههاى بسيارى از آن در جنگلهاى شمال و ارتفاعات فوقانى هست كه گل زرد و گل دوروى و گل گنده از گونههاى معروف آن است. ¦¦نام گلى سپيدرنگ در هندوستان. ¦¦گلزار. گلستان. ¦¦نوعى از جامه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2987) 
گلى است.شهاب الدين مهمره گفته است: ساق و سرين و سينه و سيما و ساعدت#سيماب و سيم و سوسن و نسرين و نسترن. مجير بيلقانى نيز گفته است: قفص خاك پر از زمزمۀ فاخته است#مجمر باغ پر از لخلخۀ نسترن است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
نسترن را امير معزى گفته است: اى برشكسته سنبل مشكين بنسترن ماه غزل سراى من اى سروسيم تن. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص44) 