bookmark

معنی خاركش

خاركش

كسى كه پيوسته خار بكشد و نام سرودى و نوائيست از موسيقى كويند اختراع خاركشى است ظهير فاريابى كفته نواى خاركش از عندليب نيست عجب كه مدتى سرو كارش نبوده جز با خار شيخ عطار كفته بلبل شوريده مى‌كرديد خوش پيش كل مى‌كفت راه خاركش ديكر بمعنى سر موزه آمده كه بر بالاى موزه پوشند و آن كفشى است و معرب سر موزه جرموق است
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص329)
sourceLink

(صفت فاعلی مرکب) شخصى كه پيوسته خار بكشد. خاركن. كسى كه در بيابان خار مىكند و آن را براى فروش به بازار مىآورد. ¦¦كنايه است از شخص رنجكش. شخصى كه ناملايمات و سختى تحمل مىكند.
(
لغت نامه دهخدا
, ص1061)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.