bookmark

معنی گرگر

گرگر

به فتح هر دو كاف فارسى و سكون هر دو راى قرشت نامى است از نامهاى خداى تعالى و معنى آن صانع الصنايع باشد و تخت پادشاهان را نيز گويند و نام قصبه‌ايست از ولايت آذربايجان و به ضم هر دو كاف سخنى را گويند كه كسى آهسته در زير لب گويد و به كسر هر دو كاف غله‌اى باشد گرد و سياه‌رنگ از نخود كوچكتر و بعضى گويند نوعى از باقلاست و معرب آن جرجر باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص786)
sourceLink

(صفت ، اسم) آفريننده. از نامهاى خداىتعالى. گروگر. ¦¦تخت پادشاهى.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2420)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]تخت پادشاهى. و يكى از نامهاى خداى تعالى يعنى صانع الصنايع. و نام قصبه‌اى از ملك آذربايجان در كنار رود ارس.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2895)
sourceLink

نام خداست،گرو گر نيز گويند. دقيقى گفته است: چو بيچاره گشتند و فرياد جستند#بر ايشان ببخشود يزدان گرگر.
(
فرهنگ قواس
, ص6)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.