bookmark

معنی بربسته

بربسته

بر وزن برجسته نقيض بر رسته است و آن چيزى را گويند كه روح نباتى در وى اثر نكند و نشو و نما نتواند كرد و زياده از آنچه هست نتواند شد مانند بعضى از جمادات كه سنگ كولوخ و امثال آن باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص133)
sourceLink

جماد كه نيفزايد و نشو و نما نكند.
(
فرهنگ رشیدی
, ص264)
sourceLink

بر وزن برجسته نقيض بر رسته است كه خواهد آمد و بمعنى جماد كه نمى‌افزايد چون سنك و يخ نيز مجازا نظير آن است كه آب منجمد شده و بمعنى سخن موزون و شعر مقفاى منظوم نيز مى‌آيد برخلاف بخش كه ناموزون و بى‌قافيه است و بعربى نثر و منثور خوانند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص158)
sourceLink

- در نسخۀ ميرزا چيزى باشد كه نمو نكند چون جماد. ضد بررسته.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص204)
sourceLink

به مجاز، مقيد. دربند. غير آزاده.
(
لغت نامه دهخدا
, ص434)
sourceLink

[صفت‏][فارسی‏]فسرده شده و منجمد گشته.و غير قابل نمو.و غير آلى. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏]نقيض بر رسته يعنى چيزى كه نشو و نما نتواند و داراى روح نباتى نباشد مانند سنگ و كلوخ.و سخن منظوم و موزون و مقفى برخلاف بخش كه نثر و سخن ناموزون و بى‌قافيه بود.
(
فرهنگ نفیسی
, ص566)
sourceLink

(صفت مفعولی مرکب) جماد در مقابل بررسته به معنى نبات و روئيدنى. غيرقابل نمو. ¦¦مصنوعى. ساختگى. مجعول. ¦¦سخن موزون. شعر مقفاى منظوم. برخلاف بخش كه به معنى ناموزون و بى‌قافيه است. ¦¦فسرده‌شده. منجمدگشته. ¦¦بسته. مسدود.
(
لغت نامه دهخدا
, ص386)
sourceLink

جماد
(
فرهنگ قواس
, ص17)
sourceLink

ضرب المثل بربسته

بربسته دگر باشد و وربسته دگر

فطرى و طبيعى بر مصنوعى و برساخته برترى دارد.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص136)
sourceLink

بررسته دگر باشد و بربسته دگر

رجوع به: بربسته دگر...، شود.
(
امثال و حکم
, ص421)
sourceLink

بربسته دگر باشد وربسته دگر

فطرى و طبيعى را بر مصنع و برساخته برترى باشد. تمثل: ميگفت بدندان بتم عقد درر من همچو توام لطيف و پاكيزه گهر خندان خندان بناز گفتش خاموش بربسته دگر باشد و بر رسته دگر ملك بربسته چنان باشد ضعيف ملك بررسته چنان باشد شريف. مولوى. رسته و بربسته پيش او يكيست گر يقين دعوى كند او را شكيست. مولوى.
(
امثال و حکم
, ص415)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.