bookmark

معنی گيتى

گيتى

عالم سفلى،چنانكه مينو عالم علوى.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1266)
sourceLink

به كسر اول و فوقانى و سكون ثانى و تحتانى دنيا و روزگار و جهان را گويند و به معنى زمين هم هست و گلى است بسيار خوشبوى كه از درياى بصره آورند و با ثاى مثلثه هم به نظر آمده است در مؤيد الفضلا.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص814)
sourceLink

- عالم [1]. و ديگر گلى باشد بغايت خرد كه از بحر ببصره مى‌آرند و بسيار خوش‌بو مى‌باشد [2] و در ميان جامه نهند كه هرگز بوى آن نرود . مثال معنى اول شيخ سعدى گويد: شعر اى بار خداى گيتى آرا بر بندۀ پير خود ببخشاى مثال معنى دوم شيخ آذرى فرمايد: شعر گل گيتى نمايد و مشكين ياسمين نام گيرد و نسرين*
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1251)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]دنيا.و روزگار.و جهان.و زمين.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2926)
sourceLink

روزگار است.حكيم ازرقى گويد: گيتى جوان شدست جوانى كه چشم كس#شيرين و آبدار نديده چنو جوان
(
فرهنگ قواس
, ص16)
sourceLink

(اسم) جهان.عالم.|| كرۀ زمين.عالم سفلى.كرۀ خاكى.كرۀ ارض.|| روزگار. || بهمجاز، حيات و زندگى و عمر.|| كنايه است از وضع و اوضاع.|| (اصطلاح حكمت اشراق) عالم ظلمانى جسمانى. -آن گيتى؛ آخرت.آن جهان. -اين گيتى؛ اين دنيا.اين جهان. -دو گيتى؛ اين دنيا و آن دنيا.دنيا و آخرت.دو جهان.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2474)
sourceLink

ضرب المثل گيتى

بترسد اگر از خطر غوطه ور - وگر مشك از نافه نايد بدر - نه اين مغز گيتى كند پر ز بوى - نه آن تاج شه را دهد آبروى

حضرت اديب. رجوع به: سفر مربى مرد است... و رجوع به: از خطر خيزد...، شود.
(
امثال و حکم
, ص383)
sourceLink

چنين بود گيتى و چونين بود گهش مهربانى و گه كين بود يكى را دهد رنج بردن ز گنج يكی را دهد گنج نابرده رنج

(... همه كارش آشوب و پنداشتى است از او آشتى جنگ و جنگ آشتى است كرا بيش بخشد بزرگى و ناز فزونتر دهد رنج و گرم و گداز در او هركه گوئى تن آسانتر است همو بيش با رنج و دردسر است.) اسدى.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص626)
sourceLink

اگر غم را چو آتش دود بودى - جهان تاريك بودى جاودانه - درين گيتى سراسر گر بگردى - خردمندى نيابى شادمانه

شهيد بلخى. رجوع به: اگر روزى بداش...، شود.
(
امثال و حکم
, ص224)
sourceLink

چنين است گيتى پر از آز و درد از او تا توان گرد بيشى مگرد فزونيش يك روز بگزايدت به بودن زمانى نيفزايدت.

فردوسى.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص625)
sourceLink

از بهر درنگ كش جاويد در اين گيتى - كى داد بگو با كس گردون چك پايندان

حضرت اديب. نظير: كه از عمرش كاغذ آورده است‌؟
(
امثال و حکم
, ص108)
sourceLink

آسايش دو گيتى تفسير اين دو حرف است - با دوستان مروت با دشمنان مدارا

اين شعر از خواجه عليه الرحمه است كه صورت ارسال مثل را بخود گرفته است و اغلب مصرع دوم آنرا برسم پند و اندرز بكار مى‌برند.
(
فرهنگ عوام
, ص21)
sourceLink

حافظ. نظير: المدارات قوام المعاش و ملاك المعاشرة. الرفق يمن و الخرق شوم. من رفق رتق و من خرق خرق. اى سليمان در ميان زاغ و باز لطف حق شو با همه مرغان بساز . مولوى. گر از تحمل من خصم شد زبون چه عجب فلك حريف زبردستى مدارا نيست. راد مردى مرد دانى چيست با هنرتر ز خلق دانى كيست . آنكه با دوستان تواند ساخت وانكه با دشمنان تواند زيست . ايلاقى. جامل عدوك ما استطعت فانه بالرفق يطمع فى صلاح الفاسد . اذا عز اخوك فهن. رب عزيز ادله خرقه و ذليل اعزه خلقه. آخ الاكفاء و داهن الاعداء. خالص المؤمن و خالق الكافر. نصف العقل بعد الايمان باللّه مداراة الناس. حديث نبوى. الرباح مع السماح. ما دخل الرفق فى شيئى قط الازانه و ما دخل فى شيئى الخرق الا شانه.
(
امثال و حکم
, ص32)
sourceLink

آهوى تتارى نشدى شهره به گيتى - گر نافه ز هر ناف و ز هر خون شدنى بود

حضرت اديب.
(
امثال و حکم
, ص76)
sourceLink

آسايش دو گيتى تفسير اين دو حرف است با دوستان مروّت با دشمنان مدارا

(حافظ)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص18)
sourceLink

كوكب بخت مرا هيچ منجم نشناخت يا رب،از مادر گيتى به چه طالع زادم

(حافظ)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص608)
sourceLink

گيتى كه اوّلش عدم و آخرش فناست در حقّ وى گمان ثبات و بقا خطاست

(ظهير)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص643)
sourceLink

تو را زين جهان بهره جنگ است و بس - به فرجام گيتى نماند به كس

فردوسى. رجوع به: دنيا ميدان جنگ است، شود.
(
امثال و حکم
, ص563)
sourceLink

به ديد گيتى اندر مگرد از خداى - چو مينوت بايد به ديگر سراى

فردوسى. ى.
(
امثال و حکم
, ص409)
sourceLink

چو گيتى را به آسانى توان خورد چه بايد با همه كس دشمنى كرد.

ويس و رامين.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص654)
sourceLink

چنين است گيتى ز نزديك و دور گهى سوگ و ماتم گهى بزم و سور

(... بكردار درياست كزوى بچنگ يكى در دارد يكى ريگ و سنگ سرانجام از او ايمنى نيست روى كه هر كش پرستد بميرد در اوى چه پائى تو اى پير مانده شگفت كه بارت شد و كاروان ره گرفت به پيرى چرا گشت بار تو بيش جوانان نگر جمله رفتند پيش ترا آنكه شد گوش دارد همى و زو دل ترا ياد نارد همى چو همراه شد توشه ساز و مايست كه دور است ره وز شدن چاره نيست در اين ره مدان توشه و يار نيك به از دانش نيك و كردار نيك.) اسدى. رجوع به: از مرگ خود چاره نيست...، شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص625)
sourceLink

چو ديدى كه گيتى ندارد بها از او بس بود خورد و پوشش گيا.

اسدى.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص647)
sourceLink

بخور هرچه دارى و بر بد مكوش - ز گيتى به مرد خرد دار گوش

فردوسى. رجوع به: بخور هرچه دارى بفردا مپاى...، شود.
(
امثال و حکم
, ص397)
sourceLink

(فردوسى)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص129)
sourceLink

جوان‌مرد باشى دو گيتى تراست دو گيتى بود بر جوانمرد راست

(سعدى)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص266)
sourceLink

اگر چند بفزايد از رنج گنج - همه گنج گيتى نيرزد به رنج

فردوسى.
(
امثال و حکم
, ص203)
sourceLink

اگر گيتى به يك شاخ آرميدى - ز كيخسرو به خسرو كى رسيدى

نظامى. نظير: اين نعمت ملك ميرود دست بدست. سعدى.
(
امثال و حکم
, ص226)
sourceLink

چشم گيتى تویى مرو در خواب - فرصت از دست می رود درياب.

اوحدى. رجوع به. افحسبتم انما...، شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص615)
sourceLink

چنين آمد اين گيتى بى ‌درنگ نخستين دهد نوش و آنگه شرنگ

(... بدارد چو فرزند در بر بناز كند پس بزير لگد پست باز نگر تا نباشى بدو استوار بمن بنگر و زو دل ايمن مدار نبد شه ز من نامبردارتر كنون هم ز من نيست كس خوارتر.) اسدى. رجوع به: از مرگ خود چاره نيست، شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص622)
sourceLink

تن بده قلب را كه در گيتى - زر همه روى گشت و سيم ارزيز

(ابلهى كن برو كه تره‌فروش تره نفروشدت بعقل و تميز...) مسعود سعد.
(
امثال و حکم
, ص551)
sourceLink

بپرهيز تا بد نگرددت نام - كه بدنام گيتى نبيند به كام

فردوسى. رجوع به: اگر جاودانه نمانى بجاى...، شود.
(
امثال و حکم
, ص382)
sourceLink

چو نيكى نمايدت گيتى خداى تو با هركسى نيز نيكى نماى .

اسدى. رجوع به: «چو نيكى نمايدت کيهان خداى» شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص670)
sourceLink

چنين است گيتى فراز و نشيب يكى شادمان و يكى با نهيب.

فردوسى.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص625)
sourceLink

چه بايد همى زندگانى دراز كه گيتى نخواهد گشادنت راز.

فردوسى.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص673)
sourceLink

چو گيتى ندارد وفا با كسى گدائى به از پادشاهى بسى .

امير خسرو. نظير: چو عالم شدن خواهد از ما تهى گدائى بسى به ز شاهنشهى. حافظ.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص654)
sourceLink

اگر چند پویى و جویى بسى - ز گيتى بى انده نيابى كسى

(اسدى)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص80)
sourceLink

اسدى. نظير: يكتن آسوده در جهان ديديم آنهم آسوده‌اش تخلص بود. اگر غم را چو آتش دود بودى جهان تاريك بودى جاودانه. شهيد بلخى.
(
امثال و حکم
, ص203)
sourceLink

چو بستى كمر بر در راه آز شود كار گيتيت يكسر دراز.

فردوسى رجوع به: طمع آرد بمردان...، شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص634)
sourceLink

گرت آسودگى بايد به گيتى برو كنجى گزين،در انزوا كوش

(نورعليشاه اصفهانى)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص623)
sourceLink

پرستندۀ آز و جوياى كين - به گيتى ز كس نشنود آفرين

(فردوسى)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص200)
sourceLink

فردوسى. رجوع به: طمع آرد بمردان...، شود.
(
امثال و حکم
, ص502)
sourceLink

چو خون خداوند ريزد كسى به گيتى درنگش نباشد بسى .

فردوسى.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص644)
sourceLink

هموار كرد خواهى گيتى را گيتى است كى پذيرد هموارى

(رودكى)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص794)
sourceLink

چو گيتى ندارد درنگ سراى سپنجى چه پهن و چه تنگ.

(و ديگر...) فردوسى.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص654)
sourceLink

يا رب از مادر گيتى به چه طالع زادم

(كوكب بخت مرا هيچ منجم نشناخت...)حافظ
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص804)
sourceLink

مرد آزاده به گيتى نكند ميل دو چيز

تا وجودش به همه عمر سلامت باشد
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص689)
sourceLink

به گيتى كيميايى چون راستى نيست

(...كه عز راستى را كاستى نيست)ويس و رامين
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص177)
sourceLink

به گيتى به از راستى پيشه نيست

(...ز كژى بتر هيچ انديشه نيست)فردوسى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص177)
sourceLink

به گيتى به از مردمى كار نيست

(...بدين با تو دانش به پيكار نيست)فردوسى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص177)
sourceLink

به بد تا توانى به گيتى مكوش

(دلت زنده بادا به فرهنگ و هوش...)فردوسى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص159)
sourceLink

(دلت زنده بادا بفرهنگ و هوش...) فردوسى.
(
امثال و حکم
, ص379)
sourceLink

به گيتى جز از تخم نيكى مكار

(بپرهيز و تن را به يزدان سپار...)فردوسى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص177)
sourceLink

به گيتى چو فرزند،پيوند نيست

(...جوانى نمانده است و فرزند نيست)فردوسى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص177)
sourceLink

كسى بى‌بهانه به گيتى نَمُرد

(بمُرد آنكه نام بزرگى نبرد...)فردوسى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص594)
sourceLink

به گوينده گيتى برازنده است

(...كه گيتى به گويندگان زنده است)اديب
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص177)
sourceLink

همه كار گيتى به اندازه به

(
فرهنگ عوام
, ص663)
sourceLink

به گيتى ندارند از كس هراس

(همه يك‌دلانند و يزدان‌شناس...)فردوسى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص177)
sourceLink

به گيتى نماند كسى جاودان

(همه مرگ رانيم پير و جوان...)فردوسى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص177)
sourceLink

خداوند گيتى ستمكاره نيست

(...كه راز خدائيست زين چاره نيست)دقيقى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص328)
sourceLink

بددل نگردد به گيتى بلند

(نبايد كه پيچد ز راه گزند كه...) فردوسى. رجوع به: ز ترسنده مردم...، شود.
(
امثال و حکم
, ص402)
sourceLink

گيتى‌ست كى پذيرد هموارى

(هموار كرد خواهى گيتى را؟...)رودكى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص643)
sourceLink

مادر گيتى

زمانه،روزگار.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص839)
sourceLink

گيتى في الاصطلاح

گيتى ، جهان

العالَم، دُنْيا.
(
فرهنگ اصطلاحات روز
, ص107)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.