قيمت دُرّ نه از صدف باشد تير را قيمت از هدف باشد (سنائى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص578) 
اگر ريگ بيابان دُر شود چشم گدايان پر نشود سعدى. نظير: گدا اگر همه عالم بدو دهند گداست. و رجوع به: اگر بپوشى رختى...، شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص215) 
(سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص82) 
شبه فروش چه داند بهاى دّر ثمين را 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص374) 
تا صدف قانع نشد پر دُر نشد همانند قناعت هر كه كرد آخر غنى شد قناعت بكن تا شوى رستگار قناعت توانگر كند مرد را. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص157) 
(كاسه چشم حريصان پر نشد...)مولوى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص227) 
(كاسۀ چشم گدايان پر نشد...) مولوى. رجوع به: قناعت توانگر كند...، شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص536) 
خرمهره را با در برابر كردن ابله و بىتميز بودن.قدر و قيمت چيزى را ندانستن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص234) 
كم گوى و گزيده گوى چون در 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص466) 
كم گوى و گزيده گوى چون دُرّ (...تا ز اندك تو شود جهان پُر)نظامى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص604) 
شب پنبه دانه دُر مينمايد شب همه چيز جلوۀ بيشترى دارد.همانند:شب گربه سمور مينمايد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص373) 
كسى بر گردن خر دُر نبندد (خرد بر مدح نااهلان بخندد...)ناصر خسرو 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص594) 
گر صد هزار در و گهر ميدهى چه سود، دل را شكسته اى نه كه گوهر شكسته اى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص487) 
جز تلخكامى چيست حاصل بحر را - زين گهر پروردن و زين درّ و مرجان داشتن (خود بگو...) قاآنى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص582) 
تو از مشك بويش نگه كن نه رنگ - كه در گرچه كوچك بها بين نه سنگ اسدى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص556) 
اگر ژاله هر قطره اى در شدى - چو خرمهره بازار از او پر شدى سعدى. نظير: اگر همه شب قدر بودى شب قدر بىقدر بودى. سعدى. گر سنگ همه لعل بدخشان بودى پس قيمت لعل و سنگ يكسان بودى. سعدى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص217) 
غواص گر انديشه كند كام نهنگ هرگز نكند دُرّ گرانمايه به چنگ (سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص555) 
در بيابان خشك و ريگ روان تشنه را در دهان چه دُرّ چه صدف (سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص363) 
اگر ژاله هر قطرهاش در شدى چو خرمهره بازار از آن پر شدى به- كتاب داستانهاى امثال مراجعه شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص61) 
از تقى دين طلب ز رعنا لاف - از صدف در طلب ز آهو ناف (.... آستين گر ز هيچ خواهى پر از صدف مشك جو ز آهو در) سنائى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص112) 
لاف از سخن چو دُرّ توان زد آن خشت بود كه پرتوان زد (نظامى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص645) 