غوشاى با ياى حطى به معنى غوشاك است كه جاى خوابيدن چارپايان و سركين خشك حيوانات باشد و خوشۀ گندم و جو را نيز گفتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص641) 
دو معنى دارد:اول سرگين خشك باشد. دوم خوشۀ جو و گندم باشد.طيان گفت: بيت يكى ز راه همى سيم بر ندارد و زر يكى ز دشت بنيمه همى چند غوشاى 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص305) 
- دو معنى دارد: اول سرگين گاو باشد كه در صحرا خشك شده؛ دوم خوشۀ گندم (1)شهرى است بزرگ در جنوب بلاد مغرب متصل بسودان (شمال افريقا) (معجم البلدان). (2)در برهان بتخفيف فاء نيز آمده است. (3)يعنى: گل ناشكفته. (4)يعنى: عنجه. (5)يعنى: غنچه و غفه. (6)يعنى: غنجه. (7)اين معنى در برهان نيست. رجوع به فانه شود. و جو بود [1]. مثالش شمس فخرى گويد بهر دو معنى: بيت كار خلقت نيايد از خصمت كار عنبر نيايد از غوشاى خرد گشته بپاى گاو فنا سر كه از تو كشيده چون غوشاى و فريد احول نيز گويد مثال معنى اول را: بيت بپيش ناكسان ننهم بخوارى تن چو نادانان نهد كس نافۀ مشكين بپيش گنده غوشائى 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص945) 
(اسم) خوشۀ گندم و خرما و جو و انگور و امثال آن. ¦¦سرگين خشكشدۀ حيوانات. غوشاد. غوش. ¦¦محوطه و چارديوارى كه شبها گوسفند و شتر و اسب و خر و گاو در آنجا به سر برند. جايگاه گاوان و گوسفندان كه شب در آن خسبند. غوشاد. آغل. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2071) 
[اسم][فارسی]خوشۀ جو و گندم خصوصا خوشههائى كه پس از درودن در زمين ريخته و مردمان درويش خوشهچين بر مىچينند.و سرگين خشك حيوانات براى سوزانيدن.و خوابگاه ستور و چارپايان. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2495) 
خوشۀ جو و گندم بود و گويند كه سرگين چهارپايان بود كه از صحرا برچينيد.طيان گفت: يكى ز راه همى زرّ برندارد و سيم#يكى ز دشت بهيمه همى چند غوشاى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص176) 
سرگين ستور كه در دشت خشك شود.طيان گويد: يكى ز راه زر و سيم برنميدارد#يكى ز دشت بنيمه همى چند غوشاى 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص141) 
غوشاك و غوشاد و غوشاى بالضم و واو مجهول،سرگين حيوانات خشك شده،و خوشۀ جو و گندم،و خوشۀ انگور و خرما،فخرى بهر دو معنى گويد: قطعه كار خلقت نيايد از خصمت كار عنبر نيايد از غوشاى خورد گشته بپاى گاو فنا هر كه از تو كشيده چون غوشاى و نيز غوشاد جايگاه گاوان و گوسفندان كه شب در ان باشند،و بعضى بفتح گفتهاند،فخرى گويد: بيت ز باس و پاس تو اندر كنام شير و پلنگ كند شبان بشبان از پى رمه غوشاد و در ادات بمعنى درخت بلند نيز گفته. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1016) 