كاچال با جيم فارسى بر وزن پامال به معنى كاچار است كه آلات و ضروريات خانه باشد از هر گونه و به معنى متاع و اسباب هم آمده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص696) 
- همان كاچار - كه گذشت - يعنى اسباب خانه. مثالش حكيم عنصرى گويد: شعر زود بردند و آزمودندش همه كاچالها نمودندش و شمس فخرى نيز گويد: بيت خدايگانا داند خرد كه در رتبت كلام داعى شعرست و شعر ديگر شال ز تركتاز حوادث درين فتن ما را نه خانه ماند و نه مانه، نه رخت و نه كاچال 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1093) 
(اسم) ←كاچار. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2208) 
[اسم][فارسی]كاچار. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2736) 
آلات خانه است.عنصرى گويد: زود بردند و آزمودندش#همه كاچالها نمودندش 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص139) 
كاچار و كاچال هر دو بجيم فارسى،اسباب و آلات و ادوات خانه،ناصر خسرو گويد: مصراع كه هر يك چه بازار و كاچار دارند و فخرى گويد: بيت ز تركتاز حوادث درين فتن ما را نه خانه ماند و نه مانه،نه رخت و نى كاچال 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1074) 
هر دو بجيم پارسى اسباب خانهات مصرع نه خانه ماند و نه مانه نه رخت و نه كاچال 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص559) 