bookmark

معنی يزدان

يزدان

نام خدا،در نقد المحصل گفته:المجوس من الثنوية يقولون فاعل الشر اهرمن،و فاعل الخير يزدان،و يعنون بهما ملكا و شيطانا و اللّه منزه عن فعل الخير و الشر.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1524)
sourceLink

به فتح اول و سكون ثانى و دال به الف كشيده و به نون زده يكى از نامهاى خداى تعالى است جل جلاله و نام فرشته‌اى هم هست كه فاعل خير است و هرگز از او شر نيايد و طايفه تنويه آفرينندۀ خير را يزدان و آفريننده شر را اهرمن گويند و همچنين آفريننده نور را يزدان و آفريننده ظلمت را اهرمن و فقها خداى باطل را و شعرا خداى حق را گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص974)
sourceLink

بفتح اول نام خداى تعالى و آن را ايزد نيز كويند و يزدانى عبّاد و زهّاد تارك دنيا و مرتاضان يزدان‌پرست را كويند و يزدان را پارسيان اسم ذات دانند چنانكه تازيان اسم اللّه را ترجمه آن شمارند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص762)
sourceLink

- نام حضرت احديت است جل جلاله [4] انورى گويد: بيت آنچه يزدان ندهد بخت و فلك هم ندهد كار آن مرتبه دارد كه بود يزدانى و در فرهنگ مسطورست كه علامۀ طوسى در «نقد محصل» آورده كه يزدان نام ملكى است كه فاعل خيرست و اهرمن فاعل شر.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1561)
sourceLink

(اسم) خداوند. ايزد. ¦¦خداى خير و نيكى درمذهب‌هاى ثنوى. مقابلِ‌ اهريمن.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3208)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]يكى از نامهاى خداوند تبارك و تعالى جل شانه.و نام فرشته‌اى كه فاعل خير باشد و هرگز از وى شر نيايد و آفرينندۀ خير را يزدان و آفرينندۀ شر را اهريمن گويند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص4007)
sourceLink

خداى تعالى است چنانك انورى گفته است: اى ز يزدان تا ابد ملك سليمان يافته#هرچه جسته جز نظر از فضل يزدان يافته.
(
فرهنگ قواس
, ص5)
sourceLink

ضرب المثل يزدان

اگر چند بر گوهر افسون كنى - بكوشى كش از رنگ بيرون كنى - چو پروردگارش چنان آفريد - نيابى تو بر بند يزدان كليد

رجوع به: از مار نزايد جز ماربچه، شود.
(
امثال و حکم
, ص203)
sourceLink

تو مر ديو را مردم بد شناس - كسى كو ندارد ز يزدان سپاس - هر آن كو گذشت از ره مردمى - ز ديوان شمر مشمرش آدمى

فردوسى.
(
امثال و حکم
, ص566)
sourceLink

چنين است فرمان يزدان و راه كه هركس كه برد سر بی گناه سرش را ببرند بى ترس و باك سپارند ناپاك دل را بخاك.

فردوسى. رجوع به: از مكافات عمل...، شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص624)
sourceLink

چه بايد مغفر از آهن مر آن را كه يزدان داده باشد مغفر از فر.

ازرقى. رجوع به: اگر بهر سر مويت...، شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص673)
sourceLink

بر ما چه برگشتن از شاه خويش - چه برگشتن از راه يزدان و كيش

اسدى.
(
امثال و حکم
, ص426)
sourceLink

چه بايد اين خرد كت داد يزدان چه دردت را نخواهد بود درمان.

ويس و رامين.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص672)
sourceLink

كسى كو نترسد ز يزدان پاك مر او را ز سوگند و پيمان چه باك

(اسدى)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص595)
sourceLink

چو يزدان كسی را كند نيكبخت ابى كوشش او را رساند به تخت.

فردوسى. رجوع به: اگر بهر سر مويت...، شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص671)
sourceLink

جهان خواستى يافتى خون مريز - مكن با جهاندار يزدان ستيز.

فردوسى. رجوع به: ميتوان كشت...، شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص598)
sourceLink

چو چيره شدى بى ‌گنه خون مريز مكن با جهاندار يزدان ستيز.

فردوسى. رجوع به: ميتوان كشت زنده را...، شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص639)
sourceLink

به يزدان ز دين و دل افروختن - رسد مرد، نز خويشتن سوختن

(... خردمند كوشد كز آتش رهد نه خود را بسوزنده آتش دهد خود ابليس كز آتش تيز بود چه پاكى بدش يا چه آمدش سود گر آتش نمودى بدارنده راه نبودى بدوزخ درش جايگاه.) اسدى. سخنگوى پيشين ما قطعۀ فوق را در منع و تحذير رسم هندوان در سوختن ستى‌ها گفته است.
(
امثال و حکم
, ص487)
sourceLink

بد و نيك هردو ز يزدان بود - لب مرد بايد كه خندان بود

(چنين گفت آنكس كه پيروز گشت سر بخت او گيتى‌افروز گشت...) فردوسى. نظير: گر رنج پيشت آيد و گر راحت ايحكيم نسبت مكن بغير كه اينها خدا كند. حافظ. و رجوع به: لا جبر و لا تفويض...، شود.
(
امثال و حکم
, ص407)
sourceLink

(فردوسى)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص133)
sourceLink

بر كار يزدان كيهان خديو - چه دارد بها كار جادو و ديو

اسدى.
(
امثال و حکم
, ص424)
sourceLink

چو دعا بر صلاح خلق بود اجابتش را اميد باشد از يزدان

(هر آينه...) فرخى.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص647)
sourceLink

چو نوميد گردد ز يزدان كسى از او نيكبختى نيايد بسى .

فردوسى. نظير: لاٰ تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اَللّٰهِ‌. قرآن كريم. سورۀ 12 آيۀ 87. اگر اميد رنجورى نمايد ز نوميدى بسى نوميدى آيد. ويس و رامين.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص669)
sourceLink

كه را پشت‌گرمى ز يزدان بود هميشه دل و بخت خندان بود

(فردوسى)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص612)
sourceLink

پدر مرد را لطف يزدان بود - كه مهر پدر پرتوى زان بود

حضرت اديب.
(
امثال و حکم
, ص501)
sourceLink

چو پروردگارش چنين آفريد نيابى تو بر بند يزدان كليد

(ز بد اصل چشم بهى داشتن بود خاك در ديده انباشتن...) فردوسى.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص636)
sourceLink

چو بخشايش پاك يزدان بود دم آتش و باد يكسان بود.

فردوسى.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص632)
sourceLink

امر سلطان چو حكم يزدانست - سايۀ ايزد از پى آنست

سنائى. نظير: چه فرمان يزدان چه فرمان شاه. فردوسى.
(
امثال و حکم
, ص283)
sourceLink

مرد يزدان گر نباشى جفت اهريمن مباش

(
فرهنگ عوام
, ص563)
sourceLink

(گِرد پاكى گر نگردى گِرد خاكى هم مگرد...)سنائى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص693)
sourceLink

كانكه خود بشناخت،يزدان را شناخت

(بهر اين پيغمبر آن را شرح ساخت...)مولوى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص586)
sourceLink

چه فرمان يزدان چه فرمان شاه

(
فرهنگ عوام
, ص203)
sourceLink

(تو دانى كه از دين و آئين و راه...) اسدى. نظير: امر سلطان چو حكم يزدان است. سنائى.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص680)
sourceLink

(تو دانى كه از دين و آيين و راه...)اسدى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص297)
sourceLink

چنان رست بايد كه يزدانت كشت.

(كه تندى مرا گوهر است و سرشت...) فردوسى.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص619)
sourceLink

آن كيست كه بگشاد قفل يزدان

(آن قفل كه داند گشادن از خلق و...) ناصر خسرو. رجوع به: نيابى تو بر بند يزدان كليد، شود.
(
امثال و حکم
, ص66)
sourceLink

گذر نيست از حكم يزدان پاك

(ز تابنده خورشيد تا تيره خاك...)فردوسى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص620)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.