تكوك [ takovk ]بفتح اول و ضم كاف،صراحى كه از زر و سيم و گل بصورت جانورى سازند،ليكن بدينمعنى بلوك بضم با و لام،گذشت با مثالش،و در نسخۀ سرورى و جز آن بكوك بباى تازى و كاف آورده،و بمعنى غرفه بباى فارسى گذشت،و پلوك بلام نيز بدين معنى آوردهاند،و اختلاف بسيار و خبط بيشمار نمودهاند،و اللّه اعلم. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص437) 
به فتح اول و واو مجهول بر وزن ملوك صراحى باشد كه آن را از طلا و نقره يا از گل به صورت جانوران خصوصا به صورت شير سازند و بدان شراب خورند و به اين معنى به جاى حرف ثانى لام هم به نظر آمده است و به ضم اول غرفه بزرگ را گويند و نشانه تير و هدف را هم گفتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص245) 
همان تكوك است كه باختلاف كفتهاند و در پلوك اصحّ آن نكاشته شد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص274) 
- [بفتح تاء و ضم كاف] در نسخۀ وفائى ظرفى باشد كه از زر يا نقره يا غير آن سازند بر صورت شير و از آن شراب خورند . مثالش استاد رودكى فرمايد: بيت مىگسار اندر تكوك شاهوار خور بشادى روزگار نو بهار و حكيم اسدى نيز فرمايد: بيت هزار از بزرگان خسرو پرست تكوك بلورين و بالغ بدست و در تحفه تلوك آمده، كه بجاى كاف لام باشد، و بلوك و بكوك نيز بنظر رسيده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص304) 
صورت گاوى باشد يا شيرى اينها كه از زر و سيم و سفال كنند و بدان شراب خورند.رودكى گفت: بيت مىگسار اندر تكوك شاهوار خور بشادى روزگار نو بهار 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص177) 
بر وزن ملوك صراحى باشد از طلا و نقره يا چينى كه بصورت جانوران سازند و در آن شراب خورند و بجاى حرف ثانى لام هم آمده و رشيدى كويد كه صحيح آن بلوك و بضمّ با و لام است و بضم اول غرفه بزرك و نشانۀ تير و هدف را در برهان قاطع نكاشته و برهانى ندارد و اصح آنست كه در باى پارسى نكاشته شده و سرورى و ديكران درين لغت اختلاف بسيار و خبط بيشمار كردهاند و اللّه اعلم 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص273) 
[اسم] [فارسی] صراحى از طلا و يا نقره و يا از گل بشكل جانوران ويژه بشكل شير كه با آن شراب خورند. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[اسم] [فارسی] غرفۀ بزرگ. و هدف و نشانۀ تير. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[مصدر] [عربی] تك تكوكا (از باب ضرت): احمق گرديد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص949) 
گاوى باشد سفالين يا زرين يا از چيز ديگر كه بدان شراب خورند. رودكى گفت: خور بشادى روزگار نوبهار #مىگسار اندر تكوك شاهوار. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص103) 