bookmark

معنای افدستا

افدستا و افتدستا

كلمه‌ايست مركب از افتد عجب و ستاستايش معنى آن ستايش عجب شمس فخرى كويد شعر بدين كتاب اعانت نمود طبع مرا كه حمابندكى شاه راست افدستا دقيقى كفته شعر بعد ايزد تو هم خداوندى زان كنم بر تو از دل افدستا معنى حمد و شكر و دعا ازين بيت مستفاد مى‌كردد
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص106)
sourceLink

افدستا [ afdestā ]

با تاى قرشت بر وزن مجلسها به معنى افتدستاست كه ستايش عجب و نيكوترين ستايش و حمد خداى عز و جل باشد به زبان پهلوى.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص78)
sourceLink

- [بفتح همزه و دال مهمله و سكون فاء و سين مهمله ] حمد خداى عز و جل و ستايش و شگفت و نيكو، چه اين كلمه مركبست از افد كه بمعنى شگفت است و ستا، كه ستايش باشد. مثالش استاد دقيقى گويد: شعر جز ز ايزد توام خداوندى زان كنم بر تو از دل افدستا و صاحب معيار جمالى شمس فخرى نيز فرمايد: شعر بر اين كتاب اعانت نمود طبع مرا كه جمله بندگى شاهر است افدستا. و افتدستا نيز گويند بزيادت تاء .
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص8)
sourceLink

"بفتح همزه و سكون فاء و كسر دال كلمه پهلويست،«افد»شگفت بود و«ستا»ستايش و معنى مجموع كلمه ستايش خداوند جل جلاله و عم نواله بود. دقيقى گفت :بيت جز از ايزد توام خداوندى كنم از دل بتو بر افدستا"
(
صحاح الفرس
, ص21)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏][مرور نمائيد]افتدستا.
(
فرهنگ نفیسی
, ص324)
sourceLink

افدشگفت بود،وستا:ستايش. دقيقى گويد : جز از ايزد توام خداوندى#كنم از دل بتو بر افدستا
(
فرهنگ قواس
, ص193)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.