خود خروه با هاى هوز بر وزن و معنى خود خروس است كه تاج و مغفر خروس و گل بستان افروز باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص356) 
- بستان افروز. مثالش شمس فخرى فرمايد: شعر گر ز فيض دست او بارد سحاب لعل و زر رويد بجاى خود خروه و بو على چاچى نيز گويد: بيت اى خواجه چرا برون شدستى ز گروه چونان كه ز نزد ترهها خود خروه و در شرفنامه بمعنى تاج خروس آمده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص479) 
بوستان افروز بود.(ابو على صاحبى گفت:[بيت] اى خواجه چرا شدستى ز گروه چونان كه بنزد ترهها خود خروه ) 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص276) 
خود خروچ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص1176) 
بوستانافروز را گويند.بو على حاجى گويد: اى خواجه چرا برون شدستى ز گروه#چونانكه زدند طرهها خود خروه 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص46) 