ناهيد ستارۀ زهره،و مادر سكندر و اين يونانيست،و ناهده بمعنى دخترى كه پستانش برآمده باشد عربيست. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1386) 
به سكون دال ستاره زهره را گويند و مكان او فلك سيم است و اقليم پنجم به او تعلق دارد و كنايه از دختر رسيده باشد و نام مادر اسكندر ذو القرنين هم هست. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص893) 
- زهره باشد كه او را بيدخت و زاور نيز گويند. و نيز نام مادر سكندر [2]. مثال معنى اول حكيم خاقانى گويد: شعر اگر ناهيد در عشرتگه چرخ سرايد شعر من بر ساز ارغن 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1403) 
(صفت) كنايه است از دختر رسيده. ناهيده. دختر نارپستان. به اين معنى صحيح «ناهده» است، ولى در بعضى اعلام امكنه (مانند پل دختر) لفظ «دختر» آمده كه محققان آن را بهمعنى ناهيد (فرشته، ايزد) گرفتهاند. ¦¦باغ مشجر و مثمر. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2957) 
[اسم][فارسی]مادر اسكندر مقدونيايى. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً

تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3662) 
زهره را گويند،و بيدخت نيز. بهاء بخارى گفته است: ناهيد مغنى سرايت#در بزم طرب معاشرايت . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص14) 