كردگار (صفت مرکب) كننده. فاعل. عامل. ¦¦بسيار عملكننده. ¦¦نام خداى تعالى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2261) 
كردگار ( kerde-gār ) نام حضرت احديت،و معنى تركيبى آن خداوند كار،و بمعنى عمدا نيز آمده ،رودكى گويد: بيت نه چون پور مير خراسان كه او عطا را نشسته بود كردكار 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1116) 
با كاف فارسى بر وزن انتظار نامى است از نامهاى خداى تعالى و به معنى دانسته و عمدا هم گفتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص718) 
- دو معنى دارد: اول نام حضرت احديتست: و دوم بمعنى عمدا باشد و شيخ سعدى بمعنى اول فرمايد: (1)در برهان معنى صنعت و هنر و پيشه و سخن نيز دارد. (2)تله (در تداول عامه). برگ درختان سبز در نظر هوشيار هر ورقى دفتريست معرفت كردگار و رودكى گويد بمعنى اخير: بيت نه چون پور مير خراسان كه او عطا را نشسته بود كردگار 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1044) 
[فارسی]ديده و دانسته و بطور آگاهى و عمدا و قصدا. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[اسم][فارسی]يكى از نامهاى خداى تعالى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2781) 
آنكه همه ازوست.انورى گفته است: كردگارا مشته رندى ده جهانرا خوش تراش#تا كى از قومى كه هم ايشان و هم ما تيشهايم 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص5) 
كردكار بكسر كاف نام خداى تعالى و معنى تركيبى آن خداوند كار است و بمعنى عمدا نيز آمده استاد رودكى كفته نه چون پور مير خراسان كه او عطا را نشسته بود كردكار 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص578) 