سامه بفتح ميم،پيمان و سوگند،كسايى گويد: بيت كسى كه سامۀ جبار آسمان شكند چگونه باشد در روز محشرش سامان و بمعنى پناه نيز آمده،ناصر خسرو گويد: بيت قول تو خط تست مر خرد را سامه كن و بيرون مشو ز سامه و خواجه عصمت گويد: بيت روزى ببارگاه سليمان روزگار رفتم كه سامهاى به از ان آستان نبود و خسرو گويد: بيت ز خون ريز تو اندر سامۀ زلف تو افتادم رقيبتگر بخواهد كشت بارى اندرين سامه و بعضى بمعنى دام گفتهاند،و همين بيت خسرو آورده،و آن غلط است،و ظاهرا سامه خطى و دايرهاى كه پناهگاه،و امان جاى مردم باشد،و وقت ضرورت،و واقعۀ سخت بدان پناه جويند،و اين معنى در جميع ابيات درست مىآيد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص821) 
بر وزن نامه عهد و پيمان و سوگند باشد و قرض و وام را نيز گويند و به معنى خاصه و خصوص باشد و جاى امن و امان و پناه را نيز گفتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص483) 
بر وزن نامه پيوند و سوكند كسائى مروزى كفته كسى كه سامه جبار آسمان شكند چكونه باشد در روز محشرش سامان و بمعنى پناه ناصرخسرو آورده قول تو خط تست مر خرد را سامه كن و بيرون مشو ز سامه همانا سامه خطى و دايره را كويند كه امانكاه و جاى پناهيدن از حادثات سخت بدانجا خواهد بود 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص451) 
- [بوزن نامه] سوگند و عهد باشد. مثالش كسائى گويد: بيت كسى كه سامۀ جبار آسمان شكند چگونه باشد در روز محشرش سامان و بمعنى دام نيز آمده چنانكه امير خسرو گويد: بيت ز خونريز تو اندر سامۀ زلف تو افتادم رقيبت گر بخواهد كشت بارى اندرين سامه و بمعنى پناه نيز آمده و ناصر خسرو گويد: بيت قول تو خط تست مر خرد را سامه كن و بيرون مشو ز سامه 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص806) 
[اسم][فارسی]وعده.و شرط و پيمان و عهد.و قسم و سوگند.و دين و قرض و وام.و پناگاه و ملجأ.و جاى امن و امان. و خاصه و مخصوص و خصوصى.و علم و رايت. و دام.و كمند.و ياران و دوستان. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص1824) 
(اسم) عهد و پيمان. سوگند. پيوند. ¦¦امن و امان. پناه. پناهگاه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1636) 
عهد و سوگند باشد.كسائى گفته است: كسى كه سامه جبار آسمان شكند#چگونه باشد در روز محشرش سامان 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص6) 