چرخشت بفتح اول و ضم خا و سكون شين معجمه،چرخى كه بدان شيرۀ انگور بگيرند،و بعضى گفتهاند حوضى كه انگور در آن بريزند،و بپاى مالند تا شيرۀ آن فشرده گردد،و چرس نيز گويند و اين اصح است،فرخى گويد: بيت دو چشم من چو دو چرخشت كرد فرقت او دو ديده همچو بچرخشت زير پاى انگور و عسجدى گويد: قطعه بس كس كه ز زردشت بگرديد كنون باز ناكام كند روى سوى قبلۀ زردشت من سرد نيايم كه مرا ز آتش هجران آتشكده گشتست دل و ديده چو چرخشت 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص502) 
با شين نقطهدار بر وزن و معنى چرخست باشد و آن چرخى و حوضى باشد كه انگور در آن ريزند و بمالند تا شيرۀ آن انگور برآيد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص291) 
بفتح اوّل و ضمّ خاء و سكون شين معجمه چرخى كه بدان شيرۀ انكور بكيرند و بعضى كفتهاند حوضى كه انكور در آن ريزند و بپاى مالند تا شيرۀ آن كرفته شود و آن را چرس كويند حكيم عبد العزيز عسجدى كفته برخيز و برافروز هلاقبلۀ زردشت بنشين و برافكن شكم قاقم بر پشت بس كس كه ز زردشت بكرديد و كنون باز ناچار كند روى سوى قبلۀ زردشت من سرو نيايم كه مرا ز اتش هجران آتشكده كشته است دل و ديده چو چرخشت حكيم فرّخى كفته دو چشم من چو دو چرخشت كرد فرقت تو دو ديده همچو بچرخشت دانه انكور 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص312) 
"بضم و كسر خاى معجم،چرس انگور باشد اعنى«معصره» .ناصر خسرو گفت: بيت اين كار[د] نه از بهر ستمكاران كردند انگور نه از بهر نبيذست بچرخشت فرخى گفت: بيت دو چشم من چو دو چرخشت كرد فرقت دوست [دو ديده همچو بچرخشت دانۀ انگور ]" 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص44) 
- [بفتح جيم و ضم خا و سكون شين معجمه] جايى كه انگور در آن شيره كنند و اين لغت را در حرف خاء نيز آوردهاند . مثالش استاد عسجدى گويد: بيت برخيز و بر افروز هلا قبلۀ زردشت بنشين و برافكن شكم قاقم بر پشت من سرد نيابم كه همى ز اتش هجران آتشكده گشتست دل و ديده چو چرخشت 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص372) 
[اسم] [فارسی] منگنه و چرخست كه بدان روغن و شيرۀ انگور و جز آن گيرند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1165) 
(اسم) چرخست. چرخى و حوضى باشد كه انگور در آن ريزند و بمالند تا شيرۀ آن برآيد. ¦¦چرخى كه بدان شيرۀ انگور بگيرند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص937) 
چرخ انگور ماليدن را گويند. ناصر خسرو گفته است: اين كاردنه از بهر ستمكاران كردند#انگور نه از بهر شراب است بچرخشت 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص140) 