bookmark

معنای انار

انار

،معروف،و انار مشك انار مصرى،و انار گيرا غوزۀ كو كنار،چه گيرا بمعنى سرفه است،و چون او براى سرفه نافعست بدين نام خواندند.
(
فرهنگ رشیدی
, ص156)
sourceLink

(اسم) درختچه‌اى است از تيرۀ موردى‌هاكه گاهى آن را تيره‌اى مستقل محسوب دارند و به نام انارها نامند، پوست آن خاكسترى و برگ‌هايش بيضوى و گل‌هايش بالنسبه بزرگ و قرمزرنگ است. ميوۀ آن درشت و داراى پوست سرخ و كلفت است. دانه‌هاى آن شفاف و آبدار و بيشتر سرخ‌رنگ است و دور آن را پوستۀ نازكى با موادى غذايى فراگرفته است. رمان. و به لغت زند، رومنا. نار. - \انارياسين. ←ه. م.
(
لغت نامه دهخدا
, ص239)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]رمان و بلغت زند رومنا و ميوۀ انار بن كه از طايفۀ مير تا سه است و از محصولات قديم ايران و داراى اقسامى كه همۀ آنها لذيذ و گوارا مى‌باشند.و نيز انار:قسمى از آتشبازى.
(
فرهنگ نفیسی
, ص400)
sourceLink

ضرب المثل انار

انار سمنان و شعر سلمان در هيچ جاى نيست

علاء الدولۀ سمنانى. إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ‌. قرآن كريم. سورۀ 2 آيۀ 156. ما خداى رائيم و بازگشت ما بسوى اوست اقتباس. پس عدم گردم عدم چون ارغنون گويدم انا اليه راجعون. مولوى. رجوع به: از مرگ خود چاره...، شود.
(
امثال و حکم
, ص286)
sourceLink

بدبخت انار از دنبه خشكى گيرد

نقل از قرة العيون. اشاره، از قضا سركنگبين صفرا فزود روغن بادام خشكى مينمود. مولوى. رجوع به: اگر بهر سر مويت...، شود.
(
امثال و حکم
, ص401)
sourceLink

يك انار و صد بيمار؟

اين چيز جزئى را چگونه توان بين عدۀ زيادى تقسيم كرد؟همانند:يك كله و صد گله.يك مويز و چهل قلندر.يك انگور و صد زنبور.يك قاب و صد بشقاب.
(
فرهنگ عوام
, ص677)
sourceLink

همانند يك انگور و صد زنبور. به مناسبت تقسيم چيز كمى بين عدّه زيادى گويند.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص808)
sourceLink

آب لنبه كردن انار

فشردن انار بطريقى كه آب از دانه در داخل پوست جدا شود براى مكيدن،و اين اصطلاح تا آنجا كه من ميدانم در همين مورد گفته مى‌شود.
(
فرهنگ عوام
, ص9)
sourceLink

مثل انار تركيدن

سيل اشك از ديده روان داشتن.مثال:از شدت غم ناگهان مثل انار تركيد و سيلاب اشك از ديدگانش روان شد.
(
فرهنگ عوام
, ص532)
sourceLink

مثل گل انار

سرخ و خوش‌رنگ.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص681)
sourceLink

انار در اصطلاح

انار

انار: ميوه معروف. در باب‌هاى طهارت، صلات و اطعمه و اشربه به مناسبت از آن سخن رفته است. برخى در جواز سجده بر پوست انار پس از جدا شدن از دانه‌ها، اشكال كرده‌اند.(1) مستحب است انسان هر انار را به تنهايى بخورد و شريك كردن ديگران در آن مكروه است.(2)خوردن انار در شب و روز جمعه(3)، خوردن آن در ناشتا(4)، خوردن تمام دانه‌هاى يك انار(5)و نيز خوردن انار با پيه آن مستحب است.(6) خوردن و آشاميدن با دست چپ كراهت دارد مگر در انار و انگور كه با هر دو دست، مباح است.(7)خلال كردن با چوب انار مكروه است.(8) مستحب است همراه ميّت دو چوب در قبر بگذارند. بهتر آن است كه از درخت خرما باشد. اگر نبود، به قول مشهور درخت سدر. اگر آن هم يافت نشد، چوب درخت بيد. اگر آن نيز پيدا نشد به گفتۀ بعضى از درخت انار. برخى نيز چوب درخت انار را در رديف درخت بيد قرار داده‌اند؛ بدين معنا كه اگر چوب درخت سدر در دسترس نبود بين گذاردن چوب درخت بيد و انار مخيّر است (9)( ← جريدتين). (1) جواهر الكلام 419/8 و العروة الوثقى 591/1. (2) وسائل الشيعة 411/24. (3) 415/7. (4) 418/24. (5) 413. (6) 27/25. (7) جواهر الكلام 466/36 و وسائل الشيعة 258/24. (8) وسائل الشيعة 423/24. (9) جواهر الكلام 229/4-240 و الحدائق الناضرة 38/4-41.
(
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت
, ص673)
sourceLink

اعلام

انار

[ا] با نون بى‌تشديد، شهركى پر آب و باغ از آذربايجان در كوهى است در هفت فرسنگى اردبيل، بيشتر ميوۀ اردبيل از آنجا است. در كارگزارى پيشكين فرماندارى «اهر» و «وراوى» بشمار آيد. من آنجا را ديدم.
(
ترجمه معجم البلدان
, ص327)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.